<
وبلاگicon
> سلام بر مظلومیت علی (ع)
سلام بر مظلومیت علی (ع)
خدا رو شکر مولایم علی شد...

مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:

هرچه را علی علیه السلام آورده آن را بگیرم و هرچه را از آن غدقن کرده وانهم ،

برای علی علیه السلام همان فضیلت آورده شده است که برای محمد صل الله

علیه و آله وسلم بر آورده شده و محمد صل الله علیه و آله وسلم بر همه خلق

خدای عزوجل برتری دارد .

 آنکه علی علیه السلام را در یکی از احکامی که بیان کرده و صادر فرموده

پیگردی و تعقیب کند و درباره آن چون و چرا کند، چون کسی باشد که در حکم

خدا و رسولش چنین کاری کند، آنکه در خرد و درشت بر او رد کند در حد شرک

 به خدا است.

 امیرالمومنین علیه السلام همان باب ورود بر خداست که جز از سوی وی روی

بدو  نتوان کرد ، همان راه منحصری است که هرکه جز آن برود هلاک است و

همچنین برای امامان برحق یکی پس از دیگری این حکم جاری است ، خدا آنها

را ستونهای زمین  ساخته تا مبادا بر اهل خود بلرزد ، او است حجت رسا بر هر

که روی زمین یا زیر آن است.

خود علی علیه السلام بسیار می فرمود :

من از طرف خدا بهشت و دوزخ را تقسیم میکنم ،

من فاروق اکبرم ، من صاحب عصا و میسم هستم

 همه فرشته ها با روح و همه رسولان  به ولایت من اعتراف کردند مانند اعتراف

به نبوت محمد صل الله علیه و آله و سلم ، بر من  همان مسئولیت متوجه است

که به او متوجه است و آن مسئولیت در برابر پروردگار است .

 رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم را بخوانند و جامه در برکنند و مرا هم

بخوانند و جامه در بر کنند ، از او بازپرسی کنند و از من بازپرسی کنند ، و به

اندازه ای که پاسخ گوید پاسخ گویم ، به من فضائلی عطا شد که احدی در آنها

بر من سبقت نجسته : 

1. مرگ و میر ها  و بلاها و گرفتاری ها را می دانم. 

2.نژادها و احکام واقعی و درست را می دانم ، آنچه پیش از من بوده از دستم

نرفته و آنچه از دیده ام نهان است درعلمم عیان است .

3. به اذن خدا مژده دهم و از طرف او ادای وظیفه کنم و به مردم ابلاغ کنم ،

همه اینها از عنایت خدا است و اوستکه به علم خود مرا بدان قدرت داده است .

 

کتاب اصول کافی / جلد دوم / کتاب حجت (1)

ترجمه آیت الله شیخ محمدباقرکمره ای/صفحه 103

+ نوشته شده در   جمعه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۰;ساعت  ۷:۲۳ ق.ظ;  توسط  زینب;  | 

آیا می دانستید نام مبارک حضرت اميرالمؤمنين علی عليه السلام در قران آمده است ؟!!!

وَ وَهَبْنَا لَهْم مِّن رَّحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً (سوره مریم : آية 50 )

💫ابوبصیر از امام صادق عليه السلام نقل می کند:


« و برای آنان علی را زبان راستی قرار دادیم »

یعنی علی امیر المومنین علیه السلام

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 36 ص 59
+ نوشته شده در   دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲;ساعت  ۱۱:۲۱ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

عایشه مى‌گوید: كمتر اتفاق مى‌افتاد كه پیامبر (صلى الله علیه و آله) از خانه بیرون رود

 و خدیجه را به خیر و خوبی یاد نكند، چندانكه یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم:

 یا رسول‌الله، تاكى خدیجه را یاد مى‌كنى؟ او پیرزنى بیش نبوده! خداوند بهتر از او را 

(منظور خودش بوده) به تو مرحمت كرد! پیامبر (صلى الله علیه و آله) از سخن من

 غضب‌ناک شدند و فرمودند: نه؛ به خدا قسم! بهتر از خدیجه (علیها السلام) نصیب 

من نشده. او به من ایمان آورد، هنگامى كه مردم كافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود

 در وقتى كه مردم مرا تكذیب مى‌كردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد در وقتى

 كه مردم مرا از خود دور مى‌كردند. خداوند متعال از خدیجه به من فرزندانى روزى

 كرد در حالی كه تو را عقیم قرار داد.


ریاحین الشریعه: ج 2 ص 202، 207، 211.

+ نوشته شده در   یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲;ساعت  ۲:۵۳ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی بن محمد سمری! خداوند بزرگ در مصیبت درگذشت تو به برادران دینی ات 

پاداش عظیم عنایت فرماید. تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. بنابراین "امور زندگی 

خود را تمام کن و هیچ کس را وصی وجانشین خود قرار نده، زیرا دوران غیبت کبری 

اغاز شده است و امر ظهور موکول به اجازه ی خداوند بزرگ است که ان هم بعد از:

1-غیبتی بس طولانی

2-قساوت دلهای مردم و دوری انان از حقایق

3-فراگیر شدن ظلم و جور در دنیا

خواهد بود. بزودی افرادی به سوی شیعیان من امده و ادعای مشاهده(نیابت خاصه)

 مرا خواهند کرد. اگاه باشید که هرکس قبل از خروج سفیانی و شنیدن صیحه ی

 اسمانی ادعای مشاهده کند دروغگوست و افترا میبندد. وتمام قدرتها و نیروها از آن 

خداوند متعال است. 

(منبع: احتجاج طبرسی صفحه ی 297)
+ نوشته شده در   سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲;ساعت  ۳:۴۶ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 


ادب درکلام - تقدم برسلام - راستی درگفتار - پرهیزازخشم

 تأمل درجواب - شکربرنعمت - خدمت به خلق 

تفکردرامور - وفای بعهد - نظافت درپوشش 

 مصاحبت بانیکان - اکرام به مهمان - شفقت بامردم 

 خوشروییباعیال-اندازه درمعاش - قصوردرشهوت 

 احترام به والدین -دادرسی درقضا - توکل درامور

ایثاربرمساکین - عفوباقدرت -اجتناب ازغیبت 

 دلجویی ازغریبان - سعی دراخلاص - امداد برمظلوم 

 جوانمردی بامغلوب -عیادت مریض -ملایمت باجهال 

 مخالفت بانفس - تعطیل درانتقام - کناره جویی ازبخل 

پایداری درحوادث -عطادرمقام -اصراردرطاعت 

 سرعت درخیر - نوازش برایتام - استقامت درکار 

 نصرت برجهاد - دوری ازکبر - صبر در مصایب 



+ نوشته شده در   سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲;ساعت  ۷:۳۷ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 


از هر كار كه در نهان انجام گيرد، ولى به آشكارا سبب شرمسارى شود، دورى نماى . 
از هر كارى كه چون از كننده اش پرسند، انكارش كند و عذر آورد بپرهيز. آبروى خود را
 هدف تيرهاى سخن مردم قرار مده . هر چه شنيدى به ديگران مگوى كه همين بس كه
 تو را دروغگو شمرند و هر چه شنيدى ، انكارش مكن كه همين بس كه تو را نادان شمرند.
 خشم خود فرو خور و به هنگام قدرت ، گذشت نماى و در وقت غضب بردبار باش و چون
 توانايى يافتى گناه ديگران را عفو كن تا عاقبت نيك از آن تو بود.

نامه شماره 69:به حارث همدانى,

+ نوشته شده در   جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲;ساعت  ۱۲:۲۴ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 


فرمایشاتی زیبا از امیرمؤمنان علی(ع)

1- گریه نکردن از سختی دل است.

2-سختی دل از گناه زیاد است.

3-گناه زیاد از آرزوهای زیاد است.

4-آرزوی زیاد از فراموشی مرگ است.

5-فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست.

6- محبت به مال دنیا سرآغاز همه خطاهاست.

+ نوشته شده در   یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲;ساعت  ۱۱:۲۰ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 


منتظران واقعی بدانند که...
حسین (ع) را منتظرانش نکشتند...
حسین (ع) کشته ی پیمان سقیفه بود...
حسین (ع) کشته ی پیمان شکنی غدیر بود...
حضرت زینب(س) پس از واقعه کربلا در چهارمین خطبه خود فرمودند:
به‌ فدای‌ آن‌ کس‌ که‌ سپاهش‌ روز دوشنبه‌ غارت‌ شد

بِابی‌ مَن‌ْ اَضْحی‌'، عَسکَرُه‌ُ فی‌ یَوْم‌ِ الاِثنین‌ نَهبا... الملهوف 56

عموم محققان بر این عقیده اند که حضرت زینب(س) با این جملات اشاره به واقعه

 سقیفه و غصب خلافت توسط سه خلیفه دارند که در روز دوشنبه بود و واقعه کربلا 

در روز جمعه اتفاق افتاد. 

یعنی اگر آن دوشنبه شوم پدید نیامده بود و ولایت اهل بیت محقق شده بود، فاجعه

 کربلا هم پدید نمی آمد. و نتیجه سقیفه، فاجعه عاشورا و شهادت اباعبدالله الحسین

(ع) را در پی‌ داشت.

همان هايي كه از حيدر بريدند
حسين ابن علي را سر بريدند
نبود گر روي زهرا را نشانه
نمي زد كس به زينب تازيانه

الا لعنت الله علی‌ القوم الظالمین
+ نوشته شده در   دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲;ساعت  ۶:۲۸ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

کتاب الفبای شیعه و سری از اسرار آل محمد نوشته ی سلیم بن قیس هلالی 

از کتب معروف و مورد قبول شیعه 

امام صادق (ع) درباره فضیلت این کتاب فرمودند:
هر کدام از شیعیان و محبین ما که کتاب سُلیم بن قیس هلالی را نداشته باشد چیزی 

از امر ولایت ما در نزد او نیست و اطلاعی از اسباب و علوم ما اهل بیت ندارد. 

زیرا این کتاب الفبای شیعه و سری از اسرار آل محمد (ص) است.

لینک دانلود :

http://s4.picofile.com/file/7739328274/14mah_parsiblog_com.pdf.html


+ نوشته شده در   شنبه دوم آذر ۱۳۹۲;ساعت  ۱۲:۲۸ ق.ظ;  توسط  زینب;  | 


از آیت الله بهاءالدینــی رحمه الله علیه پرسیدنــد :

علت ایــن که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیــرد و 

غمگیــن می‌شود چیست ؟

فرمودنــد:

چون در آن لحظه قلب مقدّس امـام عصــر ارواحنافداه بــه سبب

عرضــه‌ی اعمال انسان‌ها ، ناراحت و گرفتــه است ،

آدم و عالم متأثــر می‌شونــد. حضــرت قلب و مدارِ وجـود است.

• شرح چهل حدیـث،432 

+ نوشته شده در   جمعه یکم آذر ۱۳۹۲;ساعت  ۳:۲ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

چون پيامبر، دخترش فاطمه را از شهادت فرزندش حسين با خبر نمود، زهرا سخت

 گريست و گفت: پدر جان! چه زمان اين حادثه روي خواهد داد؟

رسول خدا فرمود: در زماني كه من و تو و علي نيستيم.

در اين هنگام، گريه فاطمه شديدتر شد و عرض كرد: پدر جان! پس چه كسي بر

 فرزندم گريه مي‌كند و چه كسي عهده‌دار مراسم عزاداري او مي‌شود؟

پيامبر فرمود: فاطمه جانم! زنان امتم براي زنان اهل بيتم مي‌گريند و مردان آنها

 براي مردان اهل بيتم اشك مي‌ريزند. و اين مراسم عزاداري، همه ساله نسل به

 نسل تجديد مي‌شود. پس چون روز قيامت فرا رسد، تو زنان آنان را شفاعت مي‌كني

 و من مردهاي آنها را. هر كس از امتم براي مصائب حسين گريه كرده باشد، دست

 او را مي‌گيريم و به بهشت مي‌بريم.

اي فاطمه! هر چشمي در روز قيامت گريان است جز چشمي كه بر مصائب حسين 

گريه كرده باشد. به راستي كه صاحبان اين چشم‌ها در روز قيامت، به مژده

 نعمت‌هاي بهشت، خندان و شادمان‌اند.

بحار الانوار، ج44، ص292
+ نوشته شده در   سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲;ساعت  ۱:۲۰ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

نكوهش كوفيان 

اى مردم رنگارنگ، و دلهاى پريشان و پراكنده؛ كه بدن هايشان حاضر و عقل هايشان

 از آنها غايب و دور است. من شما را به سوى حق مى كشانم، اما چونان گوسفندانى

 كه از غرش شير فرار كنند مى گريزيد. هيهات كه با شما بتوانم تاريكى را از چهره عدالت 

بزدايم، و كجى ها را كه در حق راه يافته راست نمايم.

+ نوشته شده در   سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲;ساعت  ۱:۱۴ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 


تا نفس هست راز مي گویيم 

روز و شب چون نماز مي گويیم 

نسل در نسل از علي و غدير

باز گفتند و باز مي گويیم 

آري غدير، داستاني قديمي است، امّا گويي هربار در نظرمان جديد است. 

 چه سري در آن نهفته شده است؟اين چه پيام جاويدي است كه هر سال در گوش من و

 تو زنگ مي زند و هشدار مي دهد كه هر كه من مولاي اويم از اين پس اين علي مولاي

 اوست،  راستي تا كنون از خود پرسيده ايد كه پيامبر صلّی الله عليه و آله و سلّم

  در روز غدير خم چه فرمودند؟ پيام اين سخنراني چه بود ؟ چه وظيفه اي داريم و...

 در روز غدير پيامبر صلّی الله عليه و آله و سلّم چه فرمودند؟ در روز غدير خم،  پيامبر

 سخنراني مفصلی ايراد فرمودند كه بیش از یك ساعت به طول انجاميد و به 

«خطابه‎ي غدير» مشهور شد. مطالب اين سخنراني تاريخي –که از مهم ترين گفتارهاي

 پيامبر اكرم صلّی الله عليه و آله و سلّم بوده و در آخرین ماههای عمر آن حضرت بیان

 شده- در 11 بخش قابل تقسيم است. در اينجا قسمت هايي از اين خطابه با ارزش را

 نقل مي كنيم.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲;ساعت  ۱۲:۵۱ ق.ظ;  توسط  زینب;  | 


پیامبر حضرت محمد (ص) می فرماید :

اگر کسي همانند نوح پيامبر هزار سال عبادت خدا کند و به اندازه کوه احد طلا و نقره انفاق
 نمايد و هزار بار پياده به حج رود و در هنگام سعيد بين صفا و مروه او را مظلومانه بکشند
 ولي اعتقاد به اميرالمومنين علي (ع) نداشته باشد حتي بوي بهشت را هم استشمام
 نخواهد کرد .

منبع : تمامي منابع سني بوده ! : ذخاير العقبا - تاريخ دمشق - ينابيع الموده

+ نوشته شده در   جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲;ساعت  ۱:۳۶ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

در روایتی از میثم تمار آمده است:

شبی از شب ها حضرت علی(ع) مرا به صحرا برد. از کوفه خارج شدیم.

به مسجد جعفی رسیدیم. آن حضرت چهار رکعت نماز خواند و پس از سلام و تسبیح

 دست های خود را بلند کرد و گفت: خدایا! تو را چگونه بخوانم در حالی که بنده گناهکار

 تو هستم و چگونه تو را نخوانم در حالی که عاشق تو هستم. خدایا! با دستان گناه آلود

 و چشمان امیدوار به سویت آمده ام. خدایا! تو مالک همه نعمت هایی و من اسیر 

خطاها هستم. آن حضرت پس از دعا به سجده رفت و صورت به خاک گذاشت و یکصد

 مرتبه گفت: خدایا عفوم کن. پس از این از مسجد خارج شدیم و رفتیم تا به صحرا رسیدیم.

 حضرت علی(ع) خطی به دور من کشید و فرمود: از این خط بیرون نیا. مرا تنها گذاشت و 

رفت و در دل تاریکی گم شد. آن شب، شب تاریکی بود. پیش خودم گفتم: ای میثم!

 آیا مولا و سرورت را در این بیابان تاریک و با آن همه دشمن تنها رها کردی؟! پس در نزد خدا

 و پیامبر چه عذری خواهی داشت؟!

پس از آن سوگند خوردم که مولایم را پیدا خواهم کرد. به دنبال آن حضرت رفتم و او را 

جستجو کردم. وقتی آن حضرت را از دور دیدم، به طرفش راه افتادم، وقتی که رسیدم

 دیدم آن حضرت تا نصف بدن به چاه خم شده است و با چاه سخن می گوید و چاه هم

 با او سخن می گوید.وقتی که آن حضرت آمدن مرا احساس کرد پرسید: کیستی؟ گفتم: 

میثم هستم. فرمود: مگر نگفتم از آن دایره پایت را بیرون مگذار؟! گفتم: نتوانستم تحمل کنم

 و ترسیدم که دشمنان، بر تو آسیب برسانند. پرسیدند: آیا چیزی از آنچه گفتم شنیدی؟

 گفتم: نه سرورم، چیزی نشنیدم. فرمود: ای میثم! وقتی که سینه ام از آنچه در آن 

دارم احساس تنگی کند، زمین را با دست می کنم و راز خودم را به آن می گویم و هر وقت

 که زمین گیاه می رویاند، آن گیاه از تخمی است که من کاشته ام.[1]

[1]. بحار، ج 40، ص 199 و منتهی الامال، ج 1، ص 401.
+ نوشته شده در   چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲;ساعت  ۱:۳۰ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

کاش صبرمان تمام می شد و او می آمد...

مادری رفت پیش امام صادق علیه السلام....

گفت پسرم خیلی وقت است از مسافرت برنگشته خیلی نگرانم.....

حضرت فرمود صبر کن پسرت برمی گردد.....

رفت و چند روز دیگر برگشت و گفت پس چرا پسرم برنگشت.....

حضرت فرمود مگر نگفتم صبر کن؟.....خب پسرت برمی گردد دیگر.....

رفت اما از پسرش خبری نشد..... برگشت ؛ آقا فرمود مگر نگفتم صبر کن؟......

دیگر طاقت نیاورد....گفت آقا خب چقدر صبر کنم؟......نمی توانم صبر کنم.....

به خدا طاقتم تمام شده.....

حضرت فرمود برو خانه پسرت برگشته........رفت خانه دید واقعاً پسرش برگشته.....

 آمد پیش امام صادق گفت آقا جریان چیست؟

نکند مثل رسول خدا به شما هم وحی نازل می شود؟.......

آقا فرموده بود به من وحی نازل نشده اما عند فناءالصبر یأتی الفرج......

صبر که تمام بشود فرج می آید.....

وسائل الشیعة.ج۱۵.ب استحباب الصبر فی جمیع الاُمور.ح20462

+ نوشته شده در   پنجشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۲;ساعت  ۶:۴۰ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 



نسبت علم موسي و خضر با علوم اميرالمؤمنين عليه السلام


وقتى حضرت موسى عليه السلام از نزد خضر برگشت و آن حوادث عجيب مثل سوراخ

كردن كشتى و تعمير ديوار و كشتن آن نوجوان به وقوع پيوست ،

برادر او هارون از موسى در مورد دانش خضر پرسيد.

حضرت موسى عليه السلام فرمود: اين امر، دانشى است كه نداشتن آن ضرر ندارد

ولى حادثه اى عجيب تر روى داد! هارون پرسيد: چه حادثه اى ؟ حضرت موسى عليه

السلام گفت :

من و خضر كنار دريا ايستاده بوديم كه پرنده اى شبيه به چلچله ظاهر شد، با منقار خود

قطره اى آب برداشت و به طرف مشرق پرتاب كرد! بار دوم قطره اى ديگر برداشت و آن

را به طرف مغرب انداخت ، بار سوم آن را به طرف جنوب و بار چهارم به طرف شمال پرتاب

كرد! و در دفعه پنجم به طرف آسمان و دفعه ششم به خشكى و دفعه هفتم به دريا

انداخت و سپس ‍ پركشيد و پرواز كرد.

ما دو نفر حيرت زده مانديم و سر اين كار را نفهميديم تا اينكه خداوند فرشته اى را به

صورت آدمى فرستاد و به ما گفت :

چرا شما را متحير مى بينم ؟ گفتيم : در كار اين پرنده متحيريم ، گفت : منظور او را نمى

دانيد؟ گفتيم : خدا بهتر مى داند، گفت : اين پرنده با عملش مى گويد: به حق آنكه شرق

و غرب زمين را آفريد و آسمان را بر پا داشت و زمين را به حركت آورد و بگستراند، بطور

قطع خداوند در آخر الزمان پيامبرى را خواهد فرستاد كه نامش محمد صلى الله عليه وآله

است ، او را وصيى است بنام على عليه السلام كه علم شما دو نفر روى هم در مقابل

دانش آن دو همانند اين قطره است در مقابل اى دريا!!




پاورقي
- بحار الانوار، ج 40، ص 177.

 

+ نوشته شده در   جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱;ساعت  ۱۱:۴۳ ق.ظ;  توسط  زینب;  | 

نظر کن بر علی جانا،ببین آن آیت کبرا

علی عقل و علی عاقل، علی دانش علی دانا علی رازوعلی حکمت،      

علی همت ، علی رأفت، علی معلول ،علی علت، علی همتا ،علی تنها،

علی فضل و علی فاضل، علی عدل و علی عادل ، علی حکم و علی حاکم،

علی دین و علی دنیا علی داد و علی داور، علی یار و علی یاور ،

علی صبر و علی صابر،علی علوی علی اعلا علی تورات علی قرآن،

علی انجیل علی فرقان علی مظهر علی اطهر،علی زهد و علی تقوا علی اعلم

علی افضل،علی اعدل علی اکمل علی بهتر علی برتر،علی مهتر،

علی مولا علی سرور علی رهبر، علی حیدر علی صفدر علی حسن و علی زیور،

علی زینت علی زیبا علی هادی علی مهدی، علی راضی علی مرضی علی ناجی

علی منجی،علی بینش علی بینا علی نصر و علی ناصر،

علی فتح و علی فاتح علی مصلح علی ناصح،علی فرد و علی یکتا ،

علی مطلع علی طالع، علی نور و علی انوار علی مرشد علی احمد،

علی یاسین علی طاها علی رخشان علی تابان، علی لؤلؤ علی مرجان ،

علی ساقی علی کوثر،علی زمزم علی صهبا علی عرفان علی عارف،

علی اشرف علی سید علی نطق و علی ناطق،علی منطق علی گویا

علی قاف و علی نقطه، علی طاها علی حامیم علی قصد و علی مقصد،

علی مقصود علی معنا عشق است امیرالمؤمنین

 

+ نوشته شده در   یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱;ساعت  ۱۱:۴ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 



هر کسی از شراره ای سوخت دل تو را حسن !!!


+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱;ساعت  ۳:۳۴ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 


كيفيت شهادت امام رضا عليه السلام


امـا كـيـفـيـت شـهـادت آن جـگـر گـوشـه رسـول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به

روايت ابوالصلت چنان است كه گفت :


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱;ساعت  ۳:۲۸ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 


آيا پيامبر به شهادت رسيد؟


در احـاديـث مـعـتـبره وارد شده است كه آن حضرت به شهادت از دنيا رفت چنانكه صفّار

به سـنـد مـعـتـبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه در روز خيبر زهر

دادند آن حـضـرت را در دسـت بـزغـاله چـون حـضـرت لقـمـه اى تـنـاول فـرمـود آن

گـوشـت بـه سـخـن آمـد و گـفـت : يـا رسـول اللّه ! مـرا بـه زهـر آلوده اند؛ پس حضرت

در مرض موت خود مى فرمود كه امروز پـشـت مـرا در هـم شـكـست آن لقمه كه در

خيبر تناول كردم و هيچ پيغمبر و وصىّ پيغمبرى نـيـسـت مـگـر آنـكـه بـه شـهادت از

دنيا بيرون مى رود) و در روايت ديگر فرمود كه زن يهوديه آن حضرت را زهر داد در ذراع

گوسفندى و چون حضرت قدرى از آن تناول فرمود آن ذراع خبر داد كه من زهرآلوده ام

پس حضرت آن را انداخت و پيوسته آن زهر در بـدن آن حـضـرت اثـر مـى كـرد تـا آنـكـه

بـه هـمـان عـلت از دنـيـا رحـلت فرمود. صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ.



بـصـائر الدرجـات صـفـّار) ص 503 ، بـاب (الائمـه انـّهُ كلّمهم غير الحيوانات ) ،

حديث پنجم .و ششم


+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱;ساعت  ۳:۹ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

روزی امام حسن علیه السلام به فرزندان و بستگان خویش فرمود: «انی اموت بالسم;

من با سم به شهادت می رسم .» اهل بیت ایشان پرسیدند: چه کسی به شما سم

خواهد داد؟ فرمودند:

«جاریتی او امراتی ; کنیزم یا همسرم .» به او عرض کردند:

«اخرجها عن ملکک علیها لعنة الله; او را - که لعنت خدا بر او باد - ازملک خویش خارج

سازید .»

امام علیه السلام فرمودند: «هیهات من اخراجها و منیتی علی یدها; هرگز چنین نمی کنم

و حال آنکه آرزوی من به دست او محقق می شود .» .

«ما لی منها محیص و لو اخرجتها ما یقتلنی غیرها کان قضاء مقضیا و امرا واجبا من الله;

مرا گریزی از این شهادت نیست و اگر او را خارج کنم کسی غیر از او نیست که مرا بکشد

[درحالی که] شهادت من قضای حتمی و امر واجبی از ناحیه خداوند است .»

چند روزی از این خبر نگذشته بود که معاویه (لعنة الله علیه) همسر آن حضرت را فریب

داد و به واسطه او، آن حضرت را به شهادت رساند . امام علیه السلام درهنگام شهادت

به همسرش چنین فرمود: «یا عدوة الله! قتلتنی قاتلک الله اما والله لاتصیبن منی خلفا

و لاتنالین من الفاسق; عدو الله خیرا ابدا;

ای دشمن خدا!

تو مرا کشتی، خدا تو را بکشد، آگاه باش که به خدا سوگند! از من فرزندی باقی نخواهی

گذاشت و از [معاویه] فاسق و دشمن خدا به تو خیری نخواهد رسید .» 



مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 175 .

+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱;ساعت  ۳:۵ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

صلواتی معادل ده هزار صلوات


شخصی نزد سلطان محمود سبکتکین رفت و گفت : مدتی بود که می خواستم رسول
 خدا (ص) را در خواب ببینم و غم خود را برایش بازگو کنم که سعادت مساعدت نمود و
در شب گذشته به این دولت رسیدم و جمال با کمال آن حضرت را در خواب دیدم و گفتم:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱;ساعت  ۳:۴۳ ب.ظ;  توسط  زینب;  | 

پیامبر اکرم صلوات الله علیه و علی اله که میفرمایند:

«اِذََا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الرَّیْبِ!!!!!!!!!!! وَالبِدَعِ مِنْ بَعْدِی فَأَظْهِرُوا البَرَاََءَةَمِنْهُمْ وَ اَکْثِرُوا مِنْ

سَبِّهِمْ وَالْقَوْلَ فِیهِمْ وَالوَقِیعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْکَیْلاَ یَطْمَعُوا فِی الْفَسَادِ فِی الاِسْلاَمِ وَ یَحْذَرُهُمُ

النََّاسُ وَ لاََیَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ یَکْتُبِ اللََّهُ لَکُمْ بِذََلِکَ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعْلَکُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ

فِی الْآخِرَةِ


هرگاه پس از من شبهه افکنان!!!!!!! و بدعتگذاران را دیدید،آشکارا از آنان، دوری جویید،

زیاد!!!!!!!!!!!

از آنان بدگویی کنید وبه آنان بتازید و متّهمشان کنید، تا از تبهکاری در اسلام منصرف شوند

و مردم از آنان حذر کنند و بدعتهایشان رایاد نگیرند.

[آنگاه] خداوند در ازای این کار به شما پاداش میدهد و مقامتان را در آخرت بالا میبرد.


(اصول کافی، ج2، ص375، بحار الانوار ج72 ص160)

 

+ نوشته شده در   یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱;ساعت  ۳:۵ ب.ظ;  توسط  زینب;  |